<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdsm_thesis>
<thesis_code>uni61ths105</thesis_code>
<thesis_org_id>61</thesis_org_id>
<thesis_org_title>دانشگاه علوم پزشكي گلستان</thesis_org_title>
<thesis_title></thesis_title>
<thesis_title_fa>بررسي شيوع چاقي و افزايش وزن در دانش آموزان دختر مقطع راهنمايي شهر گرگان و ارتباط آن با ميزان تماشاي تلويزيون در تحصيلي 85-1384</thesis_title_fa>
<thesis_edu_date>1385-86</thesis_edu_date>
<thesis_s_date>1385</thesis_s_date>
<thesis_e_date>1386</thesis_e_date>
<thesis_call_no>uni61ths105</thesis_call_no>
<thesis_irandoc_call_no></thesis_irandoc_call_no>
<thesis_language></thesis_language>
<thesis_field>دكتراي حرفه اي</thesis_field>
<thesis_degree>دكترا</thesis_degree>
<thesis_pages>46</thesis_pages>
<thesis_description></thesis_description>
<thesis_content></thesis_content>
<thesis_web_url></thesis_web_url>
<thesis_budget></thesis_budget>
<thesis_subject></thesis_subject>
<thesis_mesh></thesis_mesh>
<thesis_abstract>چاقي امروزه به يك پاندمي در سراسر دنيا تبديل شده است. به طوريكه در طي سي سال گذشته، بروز افزايش وزن كودكان سه برابر شده است. چاقي به واسطه ايجاد زودرس شرايط پاتولوژيكي كه به طور معمول در سنين بالا به وجود مي‌آيند، مي‌تواند به قدري خطرناك باشد كه از طول عمر بكاهد. از آنجايي كه تقريباً 70% كودكان چاق در بزرگ‌سالي نيز چاق مي‌شوند، لذا شناسايي ريسك فاكتورهاي شناخته شده براي چاقي كودكان هستند. طي سال‌هاي گذشته نقش رفتارهاي نشسته و كم تحرك به عنوان يك ريسك فاكتور و علّت چاقي پر رنگ‌تر شده است. با توجه به اهميت موضوع چاقي كودكان و شناسايي هر چه بيشتر ريسك فاكتورهاي آن ما بر آن شديم تا شيوع چاقي و توزيع BMI را در جمعيت دختران مقطع راهنمايي شهر گرگان و ارتباط آن با بعضي از فاكتورها از قبيل تماشاي تلويزيون و استفاده از كامپيوتر و ميزان فعاليت فيزيكي، ... تعيين ‌كنيم. <br>روش مطالعه:<br>دانش آموز دختر مقطع راهنمايي به طور تصادفي از تمام نقاط شهر و به تناسب از مدارس دولتي و غير انتفاعي انتخاب شدند. پس از اندازه گيري قد و وزن BMI محاسبه شد. ساير اطلاعات مورد نياز از طريق پرسشنامه جمع‌‌آوري شد و از لحاظ آماري جهت معني دار بودن رابطه متغيرهاي تحقيق برسي لازم به عمل آمد.<br>نتايج:<br>6/3% دانش آموزان چاق، 14/7% افزايش وزن، 68% وزن نرمال و 11% لاغر بودند. ميانگين BMI در مقطع دوّم راهنمايي بيشتر بود. دختران فارس بيشتر از ساير قوميت‌ها دچار چاقي و افزايش وزن بودند. به طور متوسط دانش آموزان 2/35 ساعت در روز تلويزيون تماشا شده و براي تجزيه و تحليل اين اطلاعات از نرم افزار آماري SPSS 13 و آزمونهاي آماري  T-testوX2  استفاده شد.<br>نتايج: از بيماران مورد مطالعه %54/6 مرد و %45/4 زن بودن. ميانگين سني اين بيماران 12/74-/+59/88 سال بود. از كل افراد تحت مطالعه در نهايت براي %42/3 تشخيص آنژين صدري ناپايدار و براي %57/7 تشخيص انفاركتوس حاد ميوكارد گذاشته شد. %40 از افراد مورد بررسي داراي تست ميوگلوبين مثبت بودند و در بيماران مبتلا به MI %60/4 بود؛ كه اين اختلاف از لحاظ آماري معنادار بود (P=0/000). حساسيت تست ميوگلوبين مثبت براي افتراق MI ازUSA %60/4 و اختصاصيت آن %86/5 بود. در كنار آن ارزش اخباري مثبت اين تست در مبتلايان به انفاركتوس حاد ميوكارد. %85/3 و ارزش اخباري منفي آن در اين بيماران %62/7 محاسبه شد.<br>بحث و نتيجه گيري: در اين مطالعه نشان داده شد، كه ميزان مثبت شدن ميوگلوبين سرم در افراد مبتلا به MI بسيار بالاتر از افراد داراي USA بود؛ از اين قابليت مي‌توان براي افتراق MI و USA در بيماران با تغييرات نواري اندك يا غير اختصاصي استفاده كرد. اين تفاوت در ميزان‌ها نشان مي‌دهد كه ميوگلوبين مي‌تواند يك تست اوّليه مناسب براي تشخيص MI باشد.</thesis_abstract>
<thesis_abstract_fa></thesis_abstract_fa>
<thesis_keyword></thesis_keyword>
<thesis_keyword_fa>انفاركتوس حاد ميوكارد، آنژين صدري ناپايدار، ميوگلوبين</thesis_keyword_fa>
<thesis_author></thesis_author>
<thesis_ds></thesis_ds>
<thesis_da></thesis_da>
<thesis_update>1240488000</thesis_update>
</rdsm_thesis>
